مرتضى راوندى

773

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مرتفع بسوزانند تا آهن مطلوب بدست آيد ، و اين وضع براى جنگلها و منابع طبيعى زيان - بخش بود . از ابتداى قرن دوازدهم ، كه رستاخيز اروپا بسوى تمدن جديد آغاز شد ، افراط در استعمال چوب ، در مردم ايجاد نگرانى كرد ؛ زيرا « سوخت هيزم در اجاقها ، در بخاريها ، ساختمان خانه‌ها ، تهيهء كشتيها و ماشينها دست بدست هم داده و با بيداد حيرت‌انگيزى جنگلها را غارت مىكردند » « 1 » تا سرانجام ، از قرن سيزدهم و چهاردهم ببعد ، تمام مراكز صنعتى متوجه اعجاز زغال‌سنگ شدند ؛ بطوريكه نه تنها در خدمات خانگى بلكه در شيشه‌سازى ، آبجوسازى ، كوره‌هاى آهكى ، آجرپزى و بالاخره در كوره‌هاى آهنگرى از اين سنگ سياه ، براى ايجاد انرژى و حرارت ، استفاده كردند . در جريان قرون هجدهم و نوزدهم ، آهن و چدن و فولاد ارزش صنعتى فراوانى كسب كردند . در سال 1783 ، اولين كشتى آهنى ساخته شد و در سال 1796 اولين پل معلق بوجود آمد . كم‌كم معماران به فكر افتادند كه از اين فلز بعنوان يكى از مواد اصلى ساختمان استفاده كنند . با اين حال ، آهن تا پايان قرن هجدهم ، بيشتر در فنون جنگى مخصوصا در توپخانه به كار مىرفت . يكى از عوامل اساسى انقلاب صنعتى اروپا ماشين بخار است كه جيمزوات ايجاد - كنندهء آن بود . « بخار يكى از منابع پرقدرت تهيهء نيروست ، كه هم منظم است و هم بستگى به شرايط جغرافيايى وجوى ندارد ( و حال آنكه آسياى بادى و چرخهايى كه با نيروى آب كار مىكنند ، بر خلاف ، با آن عوامل بستگى دارند . ) براى اين‌كه معلوم شود كه فوران نيروى جديد چگونه اساس صنعت را تغيير داد ، فقط كافى است بخاطر آوريم كه تا اين هنگام ، تنها منابع انرژيى كه مورد استفادهء آدمى قرار داشت ، عبارت بود از آب جارى و قدرت باد و نيروى حيوانى ؛ و غير از اين سه بايد نيروى بدنى خود انسان را نيز به حساب آوريم . اندازهء نيروى محرك ( يا انرژى ) كه در اختيار يكى از جوامع انسانى است ، مستقيما نمودار وضع مدنيت آن جامعه مىباشد . در واقع ، هرقدر اطلاعات علمى جامعه‌اى بيشتر باشد ، به همان نسبت ، اين جامعه بهتر مىتواند از منابع انرژى ، كه طبيعت در اختيار او گذاشته است ، فايده بردارد و آن را در خدمت خود به كار گمارد . جامعه‌اى كه كفايت آن را دارد كه در ماشينهاى خود سنگهاى سياهى را كه از سينهء زمين خارج شده است بسوزاند ، مسلما در راه ترقى پيشرفته‌تر از جامعهء ديگرى است كه اكتفا به نيروى غلامان يا قدرت حيوانات مىكند . كيلووات ساعت ، واحدى براى انرژى است كه استعمال آن در آينده ، كار ما را آسان مىسازد . فى المثل ، در كشور فرانسه ، در زمان ما ، براى تهيهء انرژى ، از زغال ، نفت ، زغال سفيد ( نيروى الكتريكى حاصل از سدبندى و غيره ) و از نيروى حيوانات استفاده مىكنند ، و رويهمرفته ، در سال 1952 ، ميزان انرژى حاصل معادل 111 ميليارد كيلووات ساعت بوده است . اگر اين ميزان را بر تعداد جمعيت اين كشور تقسيم كنيم ، 2620 كيلووات ساعت نتيجه مىشود ؛ يعنى در سال مزبور ، هر فرانسوى بطور متوسط و اصولا 2620 كيلووات ساعت انرژى

--> ( 1 ) . همان . ص 257 .